فهرست مطالب

فقه - پیاپی 98 (تابستان 1398)
  • پیاپی 98 (تابستان 1398)
  • 160 صفحه، بهای روی جلد: 100,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1398/04/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علیرضا فرحناک* صفحات 6-26
    قاعده وزر یکی از قواعد فقهی نانوشته و منصوص است که ادله چهارگانه اعم از کتاب عزیز، سنت، اجماع و عقل بر آن صحه گذاشته اند. براساس این قاعده، تحمیل مجازات اعم از کیفری و حقوقی بر بی گناه نارواست؛ چنان که بی گناه نیز نباید آن را تحمل کند. برای این قاعده، موارد نقض و استثنا یاد شده است، ازجمله عاقله در تحمل جنایت خطئی، ولدالزنا در تحمل گناه غیر، اطرافیان مجرم به خاطر جرم او، بیت المال در جنایات و خطاهای دیگران، حرمت زن بر شوهر به خاطر خطا یا گناه مادر زن یا حرمت نکاح زن بر مرد به خاطر خطا یا گناه مرد، و انتقال حق الله و حق الناس از ذمه مقتول به قاتل، محرومیت باشگاه و بازیکنان و هواداران به دلیل تخلف برخی هواداران؛ اما این موارد به دلیل فقدان عنصر مواخذه ناشی از ظلم که در جریان قاعده وزر معتبر است همگی تخصصا از قاعده بیرون اند.
    کلیدواژگان: وزر، وازره، قاعده وزر، قاعده فقهی
  • سمیه نوری، امیرحمزه سالارزایی*، نادر مختاری افراکتی صفحات 27-48
    واگذاری چک و سفته به منزله سند بدهکاری، زمینه مشاغلی چون شرخری را فراهم آورده است. شرخر با خریداری مبلغ اسمی چک و سفته وصول نشده از طلبکار به مبلغی کمتر و با اعمال راهکارهای قانونی یا غیرقانونی به وصول مبلغ مندرج در چک و سفته اقدام می کند. مابه التفاوت مبلغ خریداری چک و سفته با مبلغ اسمی این اوراق، که مورد مطالبه شرخر است، زمینه ساز تضارب فتواها در این مسئله است. پدیده شرخری در مواردی با ارتکاب رفتارهای ناشایست شرخر نیز همراه است. همین امر منجر به خلط مبحث در تبیین این پدیده گردیده و اهمیت پژوهش در این موضوع را دوچندان می کند. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی، ضمن بررسی فتواهای مطرح شده چنین ارزیابی می کند که تحقیق درباره این پدیده با تمایز معامله شرخر از شیوه های انتخابی او در راستای استیفای دین میسر خواهد بود. بنابراین با امعان نظر به اختیار الزام بدهکار به پرداخت تمامی بدهی، مستند به قول مشهور فقی هان، عدم جریان ربای قرضی و ربای معاملی در این مورد تقویت کننده این الزام خواهد بود؛ ضمن اینکه به دلیل جرم انگاری نشدن این پدیده، رفتار شرخر صرفا زمانی قابل پیگیرد قانونی است که به رفتارهایی مانند تهدید دست بزند.
    کلیدواژگان: شرخری، تنزیل چک، فروش سفته، ربای قرضی، فروش دین
  • محمدعلی محب الرحمان*، محمدمهدی محب الرحمان صفحات 49-72
    بنا به نظر مشهور فقی هان و قانون مدنی، مضاربه حتی با ذکر مدت، عقدی جایز است و هر زمانی که هریک از طرفین بخواهند، می توانند به طور یک جانبه عقد را فسخ نمایند. این نظر در مقام عمل مشکلاتی ایجاد می کند؛ ازاین رو، محققان برای رفع این مشکل راه حل هایی در نظر گرفته اند، ازقبیل شرط لزوم در ضمن عقد لازم دیگر یا شرط مدت در ضمن عقد لازم دیگر. در این بین، برخی از فقی هان معاصر راه حل بهتری در قالب نظریه ای جدید مطرح کرده اند. این مقاله در صدد تبیین این نظریه است. بر اساس این نظریه، مضاربه دو نوع است: مضاربه ای که مدت در آن ذکر می شود که عقدی لازم است و مضاربه ای که مطلق و بدون ذکر مدت است که عقدی جایز و قابل فسخ است. تحقیق پیش رو با گردآوری اطلاعات و داده ها ازطریق منابع نوشتاری و مکتوب، سامانه های رایانه ای و نرم افزارهای علمی با روش داده پردازی توصیفی تحلیلی صورت گرفته است. در این نوشته، پس از بیان تفصیلی اقوال و بررسی مفصل ادله، درستی و کارآمدی این نظریه نتیجه گرفته شده است.
    کلیدواژگان: مضاربه، عقد جائز، عقد لازم، مضاربه موجل، شرط لزوم
  • محسن ملک افضلی اردکانی* صفحات 73-94
    در فقه اسلامی، چندین مسئله درباره کفاره قتل عمد، موردتوجه فقی هان قرار گرفته است. سقوط کفاره در صورت قصاص یا فوت قاتل از جمله این مسائل است که در بین فقی هان متقدم و متاخر، موافقان و مخالفانی دارد. هریک از این دو قول که به چند ادله مستظهر شده است، بدون درنظر گرفتن استقرار یا عدم استقرار حکومت اسلامی بیان شده است. هدف این مقاله یافتن قول برتر و کارآمد در دوره استقرار حکومت دینی است و روش آن نیز اجتهادی و بر پایه تحلیل نصوص و اقوال فقی هان است. این مقاله براساس این فرضیه سامان یافته است که قول فقی هان مخالف سقوط کفاره با مرگ قاتل، بر قول مشهور برتری دارد و حکومت اسلامی براساس چند ادله وظیفه دارد آن را استیفا کند. حسبیه بودن اخذ کفارات مالی (که ماهیت عقوبتی دارد) و احتساب آن به عنوان یکی از منابع مالی دولت اسلامی از این ادله است. یافته این مقاله لزوم استیفای کفاره از اموال قاتل پس از مرگ وی و مصرف آن در مصالح و موارد مشخص شرعی به وسیله وراث یا دولت اسلامی است.
    کلیدواژگان: کفاره، قتل عمد، مرگ قاتل، اسقاط کفاره، قصاص قاتل
  • مصطفی همدانی* صفحات 95-115
    به پاخاستن در مقابل افراد در آغاز ارتباط برای حرمت نهادن به آنان، یکی از گونه های ارتباط غیرکلامی است که در بسیاری از فرهنگ ها در دنیا به کار می رود. این رفتار غیرکلامی نوعی الگوی رفتاری در حوزه سبک زندگی نیز محسوب می شود. در فرهنگ مسلمانان، این رفتار در چنین مواردی صورت می گیرد: ادای احترام ملاقات شوندگان به ملاقات کنندگان، به احترام آموزگاران در کلاس درس و به حرمت عالمان دین به هنگام ورود به مسجد و محل وعظ. با این رفتار، پیام هایی چون ابراز خوشحالی از دیدار، اظهار تواضع و تعظیم منتقل می شود. پرسش پژوهه فرارو این است که باتوجه به پیام مندرج در این گونه ارتباطی، حکم فقهی آن چیست؟ این مقاله با روش تحلیلی، نخست، سند و دلالت روایات مرتبط با این موضوع را بررسی کرده است؛ سپس اندیشه های فقهی رایج را نقد کرده است؛ درنهایت، به این نتیجه دست یافته است که به پاخاستن در موارد یادشده در آغاز ارتباط، اگر شامل تحقیر خود یا ایجاد تکبر در آن فرد نباشد، حرام نیست؛ همچنین، اگر در عناوینی چون اکرام مومن و ابراز مودت قرار گیرد، می تواند مستحب باشد و اگر ترک آن سبب آزار یا اهانت به مومن شود، حرام است.
    کلیدواژگان: آغاز ارتباط، به پاخاستن، ارتباطات غیرکلامی، فقه ارتباطات
  • سیدجواد ورعی* صفحات 116-142
    اجتهاد و افتا در تاریخ فقه شیعه همواره به صورت فردی انجام می گرفته است. در این مقاله، «حجیت و اعتبار اجتهاد و افتای گروهی» و «جواز تقلید از شورای فقهی» موردبحث قرار گرفته است. ازنظر موضوعی، اجتهاد و افتا به عنوان عملیاتی تخصصی موردنظر است که به صورت گروهی انجام می گیرد. بررسی ادله حجیت فتوا و لزوم تقلید از مجتهد به ویژه سیره عقلا به عنوان مهم ترین دلیل، نشان می دهد که ملاک حجیت، هم در اجتهاد و فتوای فردی هست و هم در اجتهاد و فتوای گروهی؛ چنان که دلایل لزوم تقلید از مجتهد، هم اثبات کننده تقلید از فرد است و هم تقلید از شورا. بررسی معیارهای متعدد حجیت «سیره عقلا در رجوع جاهل به عالم» نیز نشانگر آن است که «دستیابی به واقع یا حجت عقلایی» مهم ترین معیار شمرده می شود. تحقق این معیار در «اجتهاد و فتوای شورایی» به مراتب بیش از «اجتهاد و فتوای فردی» است.
    کلیدواژگان: اجتهاد فردی، اجتهاد شورایی، حجیت فتوا، افتای شورایی، رجوع جاهل به عالم
  • محمدحسین حکمت صفحات 145-150
|
  • Alireza Farahnak * Pages 6-26
    The principle of Wizr (personal responsibility of offence) is one of the unwritten and clear principles that the four arguments, including the holy book of Quran, tradition, consensus and reason, have affirmed. According to this principle, imposing both criminal and legal penalties on the innocent is inappropriate. In addition, the innocent should not tolerate it. There have been some violations and exceptions for this principle including a mature woman in tolerating an unintentional killing, Walad al-Zina (The child born of rape) in tolerating other's sin,  the people around the criminal for his crime, Bayt al-mal (the public treasury) in others' crime and faults, wife being haram for the husband due to the sin or mistake of the husband's mother in law, or marriage of wife being haram for the husband due to the sin or mistake of the husband, transferring the rights of Allah and rights of people from duty of the victim to the killer, and deprivation of the club, players and fans due to some fans violation. However, these cases are all specially excluded from the principle due to the element of "upbraiding from oppression" which is considered valid in the principle of Wizr.
    Keywords: Wizr, Wazirah, principle of Wizr, jurisprudential principle
  • Somayyeh Noori, Amir Hamzeh Salarzaei *, Nader Mokhtari Afraketi Pages 27-48
    The assignment of checks and promissory notes as a debt document has provided the context for jobs such as Champerty. A Champertor buys the nominal amount of not received check and promissory note from the creditor for a lesser amount and collects the amount stated in the check and promissory note by using legal or illegal solutions. The balance of buying the amount of the check and promissory note with nominal price that is demanded by the champertor provides the context for conflict in Fatwas on this issue. The phenomenon of "champerty" is sometimes associated with the champertor's committing inappropriate behavior. This leads to digressing from the topic in explaining this phenomenon and increases the importance of conducting studies on this topic. In addition to examine the brought-up fatwas, this study evaluates whether the research on this phenomenon would be possible considering the distinction of champertor's deal from his selective methods in line with vindicating the religion. Therefore, with a careful look at the authority of the debtor to pay back all the debt, based on most of the jurists' perspective, in this case, lack of the current "borrowed usury and transactional usury" will empower this requirement. Furthermore, because the crime of this phenomenon has not been determined, the behavior of champertor would be merely liable to prosecution when he intends to commit some actions such as threat.
    Keywords: Champertory, Check discount, Promissory note sale, borrowed usury, selling the religion
  • Mohammad Ali Mohabalrahman *, Mohammad Mahdi Moheborrahman Pages 49-72
    According to the most of the jurists' belief and civil law, partnership, even with determining time is a permissible contract and each of the sides can annul the contract any time they want one-sided. This belief can cause problems in practice. Thus, researchers have found solutions for this problem including the necessary condition in other necessary contract or condition of time in other necessary contract. In the meantime, some of the contemporary jurists have come up with better solutions in the form of a new theory. The current paper tries to explain this theory. According to this theory, there are two types of partnerships: The partnership in which the time is determined and it is considered a necessary contract, and the partnership that is absolute and with determining the time which is considered a permissible contract and can be annulled. This study has been conducted by collecting data and information from written resources, computer websites, and scientific software through a descriptive-analytical method. In this paper, the accuracy and efficiency of this theory is proven after explaining the viewpoints and examining the arguments in detail.
    Keywords: Partnership, Permissible contract, necessary contract, time Mozaribah (partnership), necessary condition
  • Mohsen Malek Afzali Ardekani * Pages 73-94
    In Islamic jurisprudence, several issues about Expiation of deliberate murder have been taken into consideration. One of these issues that the past and late jurists agree or disagree on is invalidating the expiation in cases of murderer's retaliation or death. Each of these issues, which rely on some arguments, have been explained without considering the establishment or absence of establishment of Islamic government. The aim of this study is to find the better and effective issue in the time of establishment of religious government; the method is Ijtihadi and based on the analysis of the texts and viewpoints of the jurists. The study is organized based on this hypothesis that the viewpoints of the jurists against the invalidation of expiation with the murderer's death is superior to the most of the jurists' viewpoints and based on some arguments, the Islamic government is responsible for its attainment. One of the arguments is taking the financial expiation as being Hesbieh (which has a nature of punishment) and considering it as one of the financial resources of the Islamic government. The findings of the study suggest the necessity of attaining the expiation of the murderer's properties after his death and using it in religious specific advisable things by the heirs or Islamic government.
    Keywords: Expiation, deliberate murder, death of the murderer, invalidating the expiation, Murderer's retaliation
  • Mostafa Hamedani * Pages 95-115
    Standing up in front of people at the beginning of the relationship to respect them is one of the types of non-verbal communications, which is used in many cultures around the world. This non-verbal behavior is also considered a type of behavioral model in the field of lifestyle. This behavior is performed in such cases in Muslims culture: to respect the visitors by the host, to respect the teachers in the classroom, and to respect the religion scholars at the time of entering the mosque and taking advice. Through this behavior, some messages can be transferred including expressing happiness due to the visit, expressing modesty and courtesy.  The question of the current study is that "What is the jurisprudential decree, considering the message of this type of communication?" This paper, first, has examined the evidence and proof of the hadiths related to this topic through an analytical method. Then, it has criticized the common jurisprudential thoughts. Finally, the findings suggested that standing up in the aforementioned cases at the beginning of the relationship is not haram if it includes the person's humiliation or the other person (the guest) arrogance. In addition, it is considered Mustahabb in the cases of respecting the believer and expressing friendship, and if its avoidance causes offending or hurting the believer, then it is considered haram.
    Keywords: the beginning of the relationship, standing up, non-verbal communications, jurisprudence of communications
  • Sayyid Javad Var&#, Ei * Pages 116-142
    Ijtihad (deducing facts from Quran and Hadiths) and Ifta (delivering the legal opinions) have always been carried out in an individual form in the history of Shia jurisprudence. This study deals with "the authority and validity of the group Ijtihad and Ifta" and "getting the permission of Taqlid (following the instructions of a religious leader) from jurisprudential council". In terms of the topic, Ijtihad and Ifta are considered as specialized operations that are done in group. The examination of the evidence for authority of fatwa and the necessity of imitating the Mujtahid specially for example the conduct of intellectuals as the most important evidence suggest that the criterion for the authority exists either in the individual Ijtihad and fatwa or group Ijtihad and fatwa. Thus, the evidence for the necessity of imitating the Mujtahid proves imitating the individual as well as imitating the council. Examining the various criteria of authority for conduct of intellectuals in referring the ignorant to the religious scholar demonstrates that achieving the reality or the rational proof is considered as the most important criterion. This criterion is more possible to be accomplished in consultative Ijtihad and fatwa rather than in individual Ijtihad and fatwa.
    Keywords: Individual ijtihad, consultative ijtihad, Validity of fatwa, Consultative Ifta, referring the ignorant to the religious scholar
  • Mohammad Hossein Hekmat Pages 145-150